معرفی کتاب گلستان یازدهم

معرفی کتاب گلستان یازدهم

«گلستان یازدهم» یک عاشقانه آرام در دل جنگ است. خاطرات زهرا پناهی روا، همسر علی چیت سازیان از سرداران شهید استان همدان است. کتاب در 17 فصل تدوین شده و از زمان تولد فرزند شهید آغاز می شود تا این روزهای راوی ادامه می یابد. کتاب در مقایسه با «دختر شینا» جذابیت بیشتری برای خواندن دارد. اگر در کتاب قبلی ضرابی زاده این روایت ساده و شیرینی خاطرات بود که مخاطب را به سمت خود جلب می کرد، در «گلستان یازدهم» نثر نویسنده به پختگی بیشتری رسیده؛ به طوری که ضرابی زاده تلاش دارد تا با استفاده از تکنیک های جدید، فضای متفاوتی را ایجاد کند. ایجاد جریان سیال ذهن در روایت خاطرات، فضاسازی، حفظ لهجه شخصیت ها در کتاب و شخصیت پردازی با استفاده از گفت وگو از جمله تکنیک هایی است که در این کتاب بیشتر از «دختر شینا» قابل درک است. پناهی روا از جمله همسران شهیدی است که فرزندش پس از شهادت همسر، متولد می شود. ضرابی زاده نیز کتاب را با همین قسمت از زندگی راوی آغاز می کند، به نظر می رسد که یکی از جذاب ترین بخش های کتاب را در فصل نخست با عنوان «زندگی ام فیلم می شود» انتخاب و روایت می کند. نویسنده با این انتخاب خواننده را ناگزیر می کند که در فصل های بعد به دنبال شخصیت غایب و در عین حال حاضر شهید بگردد؛ در واقع ضرابی زاده با این انتخاب خواننده را در وسط ماجرا رها می کند تا در فصل های بعد شخصیت اصلی را بهتر بشناسد. فصل های بعد نیز به دیگر بخش های زندگی پناهی روا اختصاص دارد؛ بخش هایی که با شهید چیت سازیان ارتباط مستقیم دارد. «گلستان یازدهم» چهره دیگری از یکی از شهدای دفاع مقدس را نشان می دهد. مردی که در خانه اش یک همسر مهربان است، با تکیه کلام های منحصر به خودش، و در بیرون از خانه یکی از بسیجی های امام خمینی(ره) که اگر جنگ 20 سال دیگر هم طول بکشد، باید در جبهه باشد. کتاب هرچند نشان دهنده ویژگی های یک شهید است، اما بیش از آن می توان وضعیت خانواده های شهرستانی در جنگ را دید. خانواده هایی که چند فرزند را به جبهه فرستاده اند و هیچ کدامشان بازنگشته اند و در عین ناراحتی و حزن، سعی دارند به آینده امیدوار باشند و راه شهیدشان را ادامه دهند. سبک زندگی مطرح شده در کتاب هایی مانند «گلستان یازدهم» مخصوص دهه 60 است؛ سبکی که گاه با ورق زدن آلبوم های عکس دوباره به یاد می آیند. آتش تفنگ ها خاموش شده، اما جنگ هنوز برای خیلی از مردم هنوز زنده است. زنده در خاطراتی که با آن گره خورده اند و زنده با سال هایی که سال ها از آن گذشته اما ثانیه ثانیه اش را حس می کنند. برای این دست از آدم ها خاطراتی زنده است که زمان نوشتن آنها فرارسیده و شاید کمی دیر هم شده باشد. روایت این دست از خاطرات در سال های اخیر با استقبال خوبی از سوی مخاطبان همراه شده است. «گلستان یازدهم» از جمله این کتاب هاست که گمشده بسیاری از خانواده هاست.

معرفی کتاب به مجنون گفتم زنده بمان

این کتاب داستان زندگی چریک فدایی، مرد راستین، شهید همت است، مردی که رفتن را به ماندن ترجیح دادو نامش را بر صفحه ذهن ها حک نمود و جاویدان شد.

کتاب به مجنون گفتم زنده بمان داستان زندگی شهید همت از زبان دوستان و نزدیکان و همرزمان اوست که خلاصه و خوش خوان روایت شده است ، روایتی که علاوه بر گشودن رازهای زندگی این شهید محبوب، داستان پشت پرده های ناگفته جنگ در منطقه طلائیه و جزیره مجنون و عملیات خیبر را نیز افشا می کند؛ حقایقی که از زبان آدم های مختلف بیان می شود و با کنار گذاشتن بسیاری از آن ها به روزگار بسیار دشوار عملیات خیبر پی خواهیم برد ؛ عملیاتی که همت وهمت ها را به شدت به مبارزه طلبید.

در بخشی از کتاب «به مجنون گفتم زنده بمان» می‌خوانیم: «دیدم حاج همت دارد به آسمان نگاه می‌کند. اشک هم می‌ریزد. پیش خودم فکر کردم «بگذار به حال خودش باشد» ولی طاقت نیاوردم. رفتم پرسیدم: «چی شده؟» جواب نداد. به آسمان نگاه کردم. چیزی نفهمیدم. بعد ماه را دیدم که داشت به بچه‌ها کمک می‌کرد ،رسیده بودند به رودخانه و به نور احتیاج داشتند که بگذرند. نور ماه در دشت نبود و حالا داشت نورافشانی می‌کرد. حاج همت از پشت بی‌سیم به فرمانده‌هاش گفت: «ماه را می‌بینید؟» پنج دقیقه بیشتر طول نکشید که شنیدم تمام فرمانده‌ها دارند از پشت بی‌سیم گریه می‌کنند».

کتاب «به مجنون گفتم زنده بمان» خاطرات دوستان و خانواده و هم‌رزمان درباره مردی است که نه می‌خواست مجروح شود، نه اسیر. همان‌طور هم شد. محمدابراهیم همت، هیچ‌ وقت زخم برنداشت. او شهید شد. « به مجنون گفتم زنده بمان» روایتی از زندگی شهید همت به قلم فرهاد خضری است که انتشارات روایت فتح آن را چاپ کرده است. ومطالعه آن به عموم توصیه می شود.

هفته دفاع مقدس گرامی باد

معرفی کتاب خانواده مهم تر است

عنوان: خانواده مهمتر است

نویسنده: جی اس جکسون

مترجم برزو سریزدی ناشر : انتشارات صابرین

راهنمای کودک برای اینکه بداند خانواده از هر جمعی باارزش تر است این روزها در ارتباط ماندن با خانوادهٔ خودمان کاری سخت و دشوار شده است! با همهٔ وظایف فردی مانند مدرسه، شغل، ورزش٬ دوستان و خیلی موارد دیگر، زمان ارزشمندی که باید برای خانواده صرف شود بسیار محدود شده است. می دانیم که یک خانواده سالم با پایه های قوی، کودکانی شاد و موفق تربیت می کند. همگی توافق داریم که خانواده منشا هنجارها، باورها و رفتارهاست، اما برای آنکه جایگاه و ارزش خانواده را حفظ کنیم، چه کاری انجام می دهیم؟ مطالب و تصویرهای این کتاب به شما و فرزندانتان کمک می کند راه و روش های مناسبی برای مستحکم تر کردن پپیوندهای خانوادگی پیدا کنید!

معرفی کتاب گزیده امثال و حکم

عنوان : گزیده امثال و حکم

نویسنده: علی اکبر ده خدا

مجموعه حاضر، گزیده ای از کتابِ پر ارج « امثال و حِکم » تالیف علی اکبر دهخدا است. این اثر مشتمل است بر « مثل » « حکمت » ، « اصطلاحات » ، « کنایات » ، « کلمات قصار » و « اخبار و احادیث » که در تداول عامّه، همگی را « مثل » می گویند. غالب مثل های رایج کنایه هستند. کنایه، پوشیده سخن است و ذهن مخاطب را به تلاش وامی دارد و حالات را برای او محسوس می سازد. دسته ای از مثل ها تشبیهاتی هستند در قالب عباراتی کوتاه و فصیح و برخی دربردارنده قواعد طبیعی یا عقلی یا وضعی هستند ( حکمت ) که به سبب کثرت شنیدن و شهرت یافتن در میان مردم رایج اند. یک قسم از مَثَل هم عبارت، شعر، اصطلاح، کلمات قصار و احادیثی هستند که به خاطر فصاحت و بلاغت یا کثرت استعمال، مثل شده اند. در این مجموعه سعی شده نمونه هایی انتخاب شود که در فرهنگ عامّه امروز رواج دارند. شایان ذکر است که توضیح برخی مثل ها را، اندکی تغییر داده اند ، آنهم به جهت استفاده بهتر خوانندگان و نزدیک شدن به زبان گفتار و نوشتار امروز. امید که پسند افتد.

بخشی از کتاب:

آب برای من ندارد، نان که برای تو دارد: گویند، وقتی « حاج میرزا آقاسی » به حفر قنات امر داده بود. روزی که برای بازدید چاهها رفت، مقنّی اظهار داشت که کندن قنات در این جا بی حاصل است، چون این زمین آب ندارد. حاجی جواب داد: ابله! اگر برای من آب ندارد، برای تو که نان دارد. 

فرنگیس

کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور اثر برگزیده جایزه کتاب سال دفاع مقدس به قلم مهناز فتاحی است که به روایت خاطرات زنی شجاع که در مقام دفاع توانست سرباز دشمن را اسیر کند و نیروی دشمن را به خاک و خون بکشاند، می‌پردازد. رهبر انقلاب در سفرشان به کرمانشاه به این بانوی بزرگ اشاره کرده بودند و بر ثبت خاطراتش تاکید داشتند.

فرنگیس حیدرپور زنی کرمانشاهی است که از قضا در روستایی نزدیک گیلانغرب زندگی می‌کند، رفتارش پر ابهت‌تر از تندیس تبر به دستش در کرمانشاه و دلی مهربان دارد. فرنگیس برای سالیان سال خسته و کلافه از دوربین و مصاحبه زیر بار تعریف خاطراتش نمی‌رفت تا این که بالاخره در این کتاب حاضر به روایت بخشی از حوادثی شد که در طی سالیان جنگ بر وی گذشته است.

در سال 1359 پس از حمله عراق به روستای آوه ازین، مردم به دره‌های اطراف فرار می‌کنند. فرنگیس که در آن زمان 18 سال داشت شب هنگام همراه برادر و پدرش جهت تهیه غذا به روستا باز می‌گردند. اما در طول راه پدر و برادر فرنگیس ضمن درگیری با عوامل عراقی کشته می‌شوند و فرنگیس در پی برخورد با دو سرباز عراقی بدون داشتن سلاح گرم، با تبر پدرش با سربازان درگیر شده، یکی را کشته و دیگری را با تمام تجهیزات جنگی اسیر می‌کند و به مقر فرماندهی ارتش ایران تحویل می‌دهد.

کتاب فرنگیس در 12 فصل تنظیم شده که با یک مقدمه شروع می‌شود و پایان‌ بخش آن «کلام آخر» است. فصل اول به دوران کودکی راوی می‌پردازد که در آن از جنگ و پیامدهای آن خبری نیست اما سایه فقر و محرومیت در جایی که فرنگیس و خانواده‌اش زندگی می‌کنند به خوبی مشهود است. او در این فصل ماجرایی را تعریف می‌کند که قرار بوده به‌ رغم مخالف خود به عقد یک مرد عراقی در شهر خانقین درآید که با دخالت گرگین‌خان، از بزرگان فامیل از اتفاق ناخواسته پیشگیری می‌شود.

در فصل دوم، خواستگاری از روستای مجاور، گورسفید برای فرنگیس می‌آید که این بار ازدواج صورت می‌گیرد و او با مردی به نام علیمردان زندگی مشترکی را شروع می‌کند. فصل بعدی نشان می‌دهد این زن و شوهر جوان زندگی نسبتا خوشی را آغاز می‌کنند اما در ادامه که شرح آن در فصل چهارم آمده، اول زندگی مشترک این زوج جوان با آغاز جنگ تحمیلی حکومت بعثی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران هم زمان شده و نیروهای متجاوز عراقی خیلی زود از مرزها گذشته و به روستای آن‌ها نزدیک می‌شوند.

گروهی از مردهای روستا برای مقابله با دشمن به خط مقدم می‌روند و گروهی دیگر که برای سراغ گرفتن از آن‌ها راهی می‌شوند همگی به شهادت می‌رسند. زنان و مردان باقی مانده در روستا به کوه‌های اطراف پناه می‌برند و به این صورت صحنه‌های دهشتناک جنگ و مقاومت و حماسه‌ آفرینی زنان و مردان غیور مناطق مرزی از جمله خطه گیلان‌غرب به ویژه فرنگیس و خانواده‌اش یکی پس از دیگری خود را نشان می‌دهد. فرنگیس در یکی از این صحنه‌ها و هنگامی که از پناهگاهی در کوه‌های اطراف روستا به خانه برگشته تا آذوقه بردارد، در بازگشت با 2 سرباز عراقی مواجه می‌شود که یکی از آن‌ها را با تبر می‌کشد و دیگری را اسیر می‌کند.

در فصل‌های بعدی کتاب، دوران آوارگی فرنگیس و خانواده‌اش و دیگر ساکنان روستاهای مناطق مرزی روایت می‌شود که چندین بار محل اسکان خود را تغییر می‌دهند. بارها به روستا باز می‌گردند اما هر بار با بمباران‌های بی‌وقفه دشمن مواجه شده و تعدادی شهید و مجروح می‌شوند. تعدادی از اعضای خانواده فرنگیس هم در این وقایع شهید و مجروح می‌شوند. علاوه بر بمباران‌های دشمن، برخورد کودکان و نوجوانان و اهالی روستاها با مین هم بارها حادثه‌ساز می‌شود. با توجه به موقعیت جغرافیایی محل سکونت فرنگیس و خانواده‌اش، او صحنه‌هایی از دوران دفاع‌ مقدس را روایت می‌کند که جزو وقایع اصلی جنگ در آن دوران محسوب می‌شدند. از جمله بمباران‌های بی‌وقفه روستاهای اطراف گیلانغرب، حمله منافقین به اسلام‌ آباد و عملیات مرصاد و دیگر وقایعی که جزو حوادث فراموش‌ نشدنی آن دوران هستند؛ همچون سفر مقام معظم رهبری به استان کرمانشاه که در آن سفر مقام معظم رهبری به شهر گیلان غرب هم می‌روند و فرنگیس موفق می‌شود با رهبر معظم انقلاب دیدار کند.

در بخشی از کتاب فرنگیس می‌خوانیم:

وقتی به کوه برگشتم، هنوز مادرم و لیلا با ناراحتی به من نگاه می‌کردند. با خودم گفتم: «اشکال ندارد. بالاخره می‌فهمند کار من درست بود.

آوه‌زین دست عراقی‌ها بود و زن‌ها مرتب از هم می‌پرسیدند چه کنیم؟ برویم عقب یا بمانیم؟ یک بار که حرف و حدیث‌ها بالا گرفت، با تندی گفتم: «عقب نمی‌رویم. همین‌جا می‌مانیم. نیروهای خودی بالاخره روستا را آزاد می‌کنند و به روستا برمی‌گردیم. باید تحمل کنیم. زیاد طول نمی‌کشد، فوقش دو سه روز.

اما آن دو سه روز، شد دوازده روز! دوازده شب در کوه‌ها بودیم؛ در کوه‌های آوه‌زین و چغالوند. فقط آب داشتیم و گاهی پنهانی به روستا می‌رفتیم و آرد برمی‌داشتیم، می‌آوردیم و با آن نان درست می‌کردیم. یک بار داشتم روی سنگ صافی نان می‌پختم که چند نظامی ‌از دور نزدیک شدند. تندی از جا بلند شدم. دستم از آرد سفید بود. وقتی رسیدند، سردستۀ نظامی‌ها پرسید: «شماها اینجا چه ‌کار می‌کنید؟ اینجا دیگر خط مقدم است. برگردید بروید گیلان‌غرب، یا روستاهای دورتر. اینجا بمانید، کشته می‌شوید. ما خودمان هم به سختی اینجا می‌مانیم، شما چطور مانده‌اید............

روز شعر و ادب فارسی

 چرا سالروز درگذشت شهریار به عنوان روز اول فارسی انتخاب شد؟

روز بیست و هفتم شهریور، سالروز درگذشت شهریار، شاعر معاصر ایرانی (۱۲۸۵_ ۱۳۶۷ ) با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز ملی شعر و ادب پارسی، نامیده شده است. در میان شاعران و بزرگان شعر معاصر کشور استاد سید محمد حسین شهریار، به گواهی بسیاری منتقدان و محققان برجسته و به تصریح همگنانش، همچنین تأیید ذوق عمومی، درخشان ترین چهره شعر معاصر ایران است. شهریار از آغاز رویکرد به شعر و شاعری با آثار بزرگان شعر و ادب این سرزمین مأنوس و مألوف بود. این انس و الفت، که در مواردی به شیفتگی مانند‏تر بود، در تکوین و تشکل شخصیت ادبی شاعر نقش بسزایی داشت. استاد شهریار با زبان و نگاه ویژه خود در انواع و قالب های مختلف شعر سنتی سخن‏‌پردازی کرده است. آثار او، در هر نوع و قالبی، هم از نظر قوت و کیفیت و هم از نظر کمیت درخور توجه است. استاد شهریار از سویی با استقبال و اقتفای آثار برخی شاعران متقدم؛ به ویژه خواجه شیراز توان و تبحر خود را در هماوردی با ارکان شعر ایران به نمایش گذاشت است، از سوی دیگر تنها به انتقال مواریث و تجارب ادبی اسلافِ خود اکتفا نکرده، بلکه در جریان تداوم سنت های ادبی، ذهنیت و نگرش نو دارد. یکی از بزرگترین خدمات شهریار، ایجاد تحول در عرصه غزلِ فارسی است. جریان پویایی که امروزه با عنوان «غزل نو» به موازات شعر نو به حیات خود ادامه می‏‌دهد، در واقع با غزل های نوآیینِ استاد آغاز شده است. از همین رو، شهریار را می‏ توان پس از دوره بازگشت و دوره مشروطیت که باید از ادوار رکورد و فتور تاریخ غزل شمرده شوند، احیاگر غزل فارسی و نیز پدر غزل نو دانست. رویکرد ویژه شهریار به غزل، باعث شد غزل دیگر باره به عنوان پویاترین گونه شعر فارسی جایگاه خود را در اذهان و انظار بازیابد . 

سخن بزرگان

به نظر من کتاب بیش از درس و معلم به انسان می آموزد . من نه دهم معلومات خود را از کتاب آموختم و یک دهم را از در معلم و درس .

(آیت اله طباطبایی)

معرفی کتاب تاریخچه سینما در اراک به مناسبت 21 شهریور روز سینما

معرفی کتاب

عنوان : تاریخچه سینما در اراک

نویسنده : علی حیدر شاه حسینی

این کتاب در 88 صفحه به قطع وزیری به چاپ رسیده و در آن تاریخ سینما در اراک با نگاهی به سرگذشت این هنر صنعت در کشور و تاریخ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این شهر درج شده است. زمینه های تاسیس سینما در اراک از جمله افزایش جمعیت به دلیل مهاجرت های پیاپی، نوگرایی مردم ایران و انقلاب مشروطه، تاسیس مدرسه صمصامی، سکونت ارامنه تاثيرگذاري آن بر گسترش اين هنرصنعت در یکی از بخش های این کتاب مطرح شده است. بررسی نخستین سینمای اراک به عنوان سینما برق و وضعیت حاکم بر آن که بیانگر گوشه ای از تاریخ اجتماعی اراک است، از دیگر موارد طرح شده در این کتاب است. سینما اراک که هنوز هم در این شهر از آن به عنوان سینما موسیو یاد می شود از دیگر بخش های این کتاب است که تا حدودی نقش ارامنه در فرهنگ این شهر را نمایان می کند. بخش سینمای متفقین یادآور حوادث جنگ جهانی اول و تاثیر این واقعه بزرگ در زندگی مردمان اراک است و پس از آن تاریخ این شهربا تکیه بر سینما ایران ( کاپری) و سینمادنیا (فرهنگ) شرح شده است. آغاز پیشرفت صنعتی اراک و افزایش چند باره و ناگهانی جمعیت این شهر از دلایل تاسیس سینما استقلال (قصر طلایی) عنوان شده و تاریخ اجتماعی و اقتصادی اراک با توجه به این مهم و نیز سینماهای شهر صنعتی تا حدود شرح داده شده است. در بخش تماشاچیان به رفتارهای مردم در سینما پرداخته شده و در قسمت وضعیت سینماهای اراک پس از پیروزی انقلاب تاکنون، تاثیر این رخداد مهم بر صنعت سینما تا حدودی شرح داده شده است. سایه ای از زندگی مردم بر پرده سینما به انعکاس گوشه هایی از زندگی مردم اراک در سینما اختصاص یافته و در این بخش ضمن توضیح فیلمهای ارباب رعیتی مطرح شده است. سینمای آزاد و تاثیر آن در تولید فیلم و تربیت فیلمسازان از دیگر بخش های این کتاب است و در بخش دیگری به طور مفصل به انجمن سینمای جوانان اراک، اهمیت آن در سینمای اراک، فیلمسازان جوان و افتخارات این انجمن پرداخته شده است. 

برشی از کتاب

برشی از کتاب 

کتاب برایم دنیای تازه ای است . حرفهای تازه ،کارهای تازه ، همچنین جذب نوشته های کتاب میشوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند حالی ام نمی شود . مثل آدم تشنه ای که به آب رسیده باشد ،هر جمله برایم شده یگ جرئه آب گوارا آب خنک صاف و زلال که بهم جان می دهد .انسانهای بزرگ می توانند چند دقیقه بدون هوا دوهفته بدون آب و یک عمر بدون پول زندگی کنند اما بدون کتاب نمی توانند حتی یک لحظه ! زنده بمانند . (کتاب همسایه ها -اثر احمد محمد )

معرفی کتاب

من آرامش هستم: کتابی درباره هوشیاری، اثری کودکانه و مصور است به قلم سوزان ورد، تصویرگری پیتراچ. رینالدز، ترجمه وحید توکل صدیقی و چاپ انتشارات صابرین. این کتاب دربردارنده داستانی روانشناسانه است که به کودکان نشان می دهد چگونه می توانند خود را از بند ترس ها و نگرانی هایی که مربوط به گذشته و آینده می شود رها کنند و به جای آن در زمان حال حضور داشته باشند و از چیزهای خوبی که در اطرافشان وجود دارد لذت ببرند. در انتهای کتاب تمرینی برای هوشیاری قرار داده شده که کودکان و بزرگسالان می توانند با کمک آن به آرامش دست یابند.

گزیده ای از کتاب زمان هایی وجود دارند که من از اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد و یا این که چه اتفاقی در گذشته افتاده نگرانم. افکار درون ذهن من مثل رودخانه ای خروشان هستند. و من احساس می کنم قایقی هستم بدون لنگر… که به اینجا و آنجا برده می شود. لحظه ای به خودم فرصت می دهم و نفسی می کشم. سپس به خودم می گویم: همه چیز رو به راه است. زمین زیر پاهایم را حس می کنم و محکم بر روی آن می ایستم. و شروع به درک این لحظه می کنم. همین جا. همین لحظه.

آموزش

 

مطالعه یک کار عادی نیست !

مطالعه یعنی دزدی............یعنی سرقت ؛یک نفر باهوش تر از شما بیست سال سرش را به دیوار کوبیده تا جواب مسئله ای را پیدا کند ،که شما گرفتارش هستید و شما با خواندن آثارش ، راحت این خرد و دانش را بر می دارید و برای خودتان استفاده می کنید . این یعنی قدرت !

مارکوس اورلیوس

معرفی کتاب

معرفی کتاب

عنوان :ارنست ، گوزنی که برای کتاب بزرگ بود نویسنده : کترین رینر مترجم : مسعود ملک یاری شما وقتی به مشکلی برمی‌خورید چه کار می‌کنید؟ غر می‌زنید؟ مشکل رو به حال خودش رها می‌کنید یا... دنبال راه حل می‌گردید؟ «ارنست» گوزن گنده‌منده‌ایه که تو شرایط سختی گیر کرده. هر کاری می‌کنه تو کتابی که درباره‌ش نوشته شده، جا نمی‌شه. ناسلامتی این کتاب درباره‌ی ارنسته، اما ما نمی‌تونیم کامل ببینیمش. تو این وضعیت، تنها خوش‌شانسی‌ش اینه که یه دوست خوش‌فکر داره تا هم‌پای ارنست فکر کنه و دنبال راه حل باشه. این دوست ریزه‌میزه اونقدر خلاقیت داره که می‌تونه ارنست رو از ناامیدی نجات بده و هم اونو خیلی خوشحال کنه، هم ما رو خیلی غافلگیر! و البته یادمون می‌آره که شباهت داشتن باعث نمی‌شه «دوستی» شکل بگیره. دو نفر می‌تونند با همه‌ی تفاوت‌هاشون، دوست‌های خوبی برای هم باشند. «ارنست، گوزنی که برای کتاب بزرگ بود!» داستانی طنزآلود از یک مشکل بزرگ برای یک گوزن بزرگ است، که با کمک دوست کوچک گوزن حل می‌شود. دوست کوچک ارنست که نوعی سمورچه (چیپ مانک) است بالاخره یک راه حل پیدا می‌کند. او با تعدادی تکه کاغذ و چسب نواری یک صفحه‌ی بزرگ می‌سازد که ارنست درون آن جا می‌شود. . پایان کتاب غیر منتظره و امیدوارانه است. کتاب «ارنست گوزنی که برای کتاب بزرگ بود!» قدرت حل مسئله، همکاری کردن با هم‌دیگه و خلاق بودن رو یادمون می‌ده! 

چرا کتاب نمی خوانیم

 

چرا کتاب نمی خوانیم ؟

1. کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم 

2.کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم و دچار همه چیز دانی شده ایم 

3. کتاب نمی خوانیم زیرا راه تقلید و پیروی و تبعیت را راحتر یافته ایم 

4. کتاب نمی خوانیم چون دچار تنبلی و بی حالی شده ایم 

5 .کتاب نمی خوانیم زیرا زندگی پرهیاهو و نمایشی را برگزیده ایم 

7. کتاب نمی خوانیم چون هنوز در دوره فرهنگ شفاهی به سر می بریم 

8. کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم و اهل تحلیل را به تمسخر می گیریم 

9.کتاب نمی خوانیم زیرا در مجموعه زندگی اجتماعی مان دانا شدن و خردمندانه زیستن جایی ندارد 

معرفی کتاب

معرفی کتاب

«بچه های کشتی رافائل» عنوان رمانی از محمدرضا مرزوقی است که به ماجرای جنگ ایران و عراق در بوشهر می پردازد. بر همین اساس، داستان این رمان از زبان محمد، یکی از نوجوانان بومی بوشهر روایت می شود. محمد و دوستانش که به تازگی از جزیره ی خارک به بوشهر آمده اند، در آرزوی دیدن کشتی رافائل هستند. آن ها یک بار با قایق کوچکی تا نزدیکی های رافائل می روند اما سرانجام به کمک جمالو، که با یکی از خدمه های کشتی و کاپتیان آن آشنایی دارد، موفق می شوند پیش از این که موشک های عراقی به کشتی اصابت کنند، از نزدیک داخل آن را ببینند. رافائل نام یک کشتی ایتالیایی بود که سرگذشتی شنیدنی و در عین حال غم انگیز دارد. قبل از انقلاب، ایران دو کشتی توریستی به نام های رافائل و میکل آنژ از ایتالیا می خرد. میکل آنژ از رافائل خیلی کوچک تر بود. رافائل بزرگ بود و با عظمت، یک کشتی باشکوه با همه امکانات تفریحی که در زمان خود نظیر نداشت، این کشتی که به «تایتانیک ایران» معروف شده بود به قدری زیبا و باشکوه بود که همه را شگفت زده می کرد. هنگامی که ایران درگیر جنگ تحمیلی با عراق شد، رافائل هدف موشک های عراقی قرار گرفت و در میان بهت و حیرت، سوخت و پس از این حادثه به تدریج به زیر آب رفت و غرق شد. این کتاب از مجموعه رمان نوجوان امروز برای گروه سنی «د، و، هـ» (دوره اول و دوم متوسطه) منتشر شده است.

معرفی کتاب حسین علیه السلام وارث آدم، نویسنده دکتر علی شریعتی

کتاب حسین علیه السلام وارث آدم
نوشته دکتر علی شریعتی
در زندگی توده مردم ما که زندگی توده‌ای انباشته از عقده‌ها و رنج‌ها و جراحت‌ها است و آرزوهای مرده و امیدهای به باد رفته و خواستن‌های سر کوفته و عشق‌های بی‌سرانجام و خشم‌های فروخورده، و همه نبایستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه، و نه، و نه! عاشورا زانوی مهربان سرنهادن و دامن محرم گریستن نیز هست و در این فاجعه هولناک بشری، هر کسی فاجعه خویش را نیز می‌نالد و دل‌هایی که، در این روزگار، نه حق انتخاب، که حق احساس، و چشم‌هایی که نه نگاه، که حق اشک، و حلقوم‌هایی که نه فریاد، که حق ناله نیز ندارند، از عاشورا است که حق‌های از دست رفته خویش را، هرساله، می‌ستاید و نیز، غرورهای مجروحی که به نالیدن محتاج اند، اما شرم دارند، و تحمیل لبخند بر لب‌هایی که در پس آن، ضجه‌ها پنهان است، و تحمیل آرامش بر چهره‌هایی که طغیان‌ها را در خویش و به هر کتمان می‌کنند، آنان را شهیدی ساخته است که بر روی زمین گام برمی دارد و به هر جا که می‌گریزد کربلا است، و هر ماهی که بر او می‌رسد محرم، و هر روزی که بر اومی گذرد عاشورا...
«حسین، وارث آدم» از مجموعه آثار دکتر علی شریعتی(۱۳۵۶-۱۳۱۲)، نواندیش دینی است. این کتاب دربردارنده مجموعه‌ای از سخنرانی‌های وی درباره شهید و فرهنگ شهادت در اندیشه شیعی است.

مجموعه حاضر جمعا از هفت بخش اصلی و یک بخش ضمیمه‌ها ـ که خود شامل دو قسمت است ـ تشکیل شده است. این بخش‌ها، علی ‌رغم تفاوت‌هایی که از لحاظ محتوای مطالب و مخصوصا از حیث نحوه بیان دارند، خط فکری یکسانی را دنبال می‌کنند و از این رو با هم در این مجموعه گرد آورده شده‌اند.
رجبی کتابدار شهید امیری شازند مرکزی

معرفی کتاب

معرفی کتاب:

«تشنه لبان» توسط حمید گروگان، نویسنده سرشناس کتاب‌های کودک و نوجوان با زبانی ساده و روان برای گروه سنی نوجوان به نگارش درآمده است. کتاب حاضر در واقع از کتابهای «مقتل» به شمار می رود که در آن وقایع کربلا و حماسه آفرینان عاشورا با ذکر نام و شیوه شهادت و شرح مطالب بیان شده است. هم چنین شعرهایی با بیت هایی متناسب با مطلب از شاعران مختلف چون حافظ انتخاب که در کتاب آمده است. شکل و تصویرگری و جنس کاغذ کتاب این مجموعه را نسبت به دیگر کتابهای از این نوع متمایز ساخته است. این مقتل عاشورایی در ۳۲۰ صفحه و با زبانی روان و یک دست برای مخاطبان عمومی به ویژه نوجوانان و جوانان نگاشته شده است. نویسنده در این کتاب با رجوع به معتبرترین منابع تاریخ عاشورا، حوادث این روز بزرگ را با دقت و جزء به جزء روایت کرده، آن‌چنان که خواننده، خود را در گرماگرم نبرد اصحاب سالار شهیدان با سپاه کفر می‌یابد و از مشاهده دلاوری‌های شهیدان کربلا به وجد آمده و بر مصیبت وارد شده به خاندان گرامی پیامبر(ص) اشک می‌ریزد.

 کتاب سخنان شیوای حضرت زینب (س) در حادثه ی با عظمت عاشورا

 

کتاب سخنان شیوای حضرت زینب (س) در حادثه ی با عظمت عاشورا، محمد محمدیان ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی ‫، ۱۳۸۶.آنچه که در این کتاب تقدیم شما عزیزان می‌شود عبارت است از سخنانی که در طول نهضت مقدس کربلا از بانوی ارجمند و خواهر عزیز سیدالشهداء علیه‌السلام حضرت زینب کبری نقل شده و توضیح مختصری است پیرامون آن سخنان. سخنانی که قبل از آغاز نهضت کربلا از آن بانوی بزرگوار نقل شده است محدود به احادیثی است که اغلب از مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام و هم‌چنین از پدرش امیرالمومنین علیه‌السلام نقل نموده و البته احادیث دیگری نیز وجود دارد که توسط شخصیتهای دیگر از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل نموده است، پرداختن به این بخش از سخنان حضرت زینب مجال و فرصت دیگری می‌طلبد. عملکرد زینب کبری در نهضت کربلا و سخنانی که تا روز عاشورا از آن حضرت نقل شده است و هم‌چنین سخنرانی‌هایی که در کوفه و شام ایراد نموده است، در عین محدود بودن، مجموعه ذیقیمتی است که برای علاقمندان به معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام از ارزش فوق العاده‌ای برخوردار می‌باشد و بدون تردید الهام‌بخش و تأثیرگذار است.

معرفی کتاب

یک دختر بی گوشواره ناشر : به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) شاعر : شاهین رهنما سال نشر : 1396 تعداد صفحات : 24

این کتاب وقایع صحرای کربلا را در قالب شعر برای کودکان و نوجوانان بازگو می کند . این کتاب برگزیده سومین دوره کتاب عاشورایی در سال 98 بوده است .

خورشید می دید دربند

چندین دشمن سرد و سواره

از دور می آید پیاده

یک دختر ماه

برگرد او چندین ستاره

یک دختر بی گوشواره

روز داروساز مبارک

#معرفی_متنی_کتاب
#مناسبتی_روز_داروساز
الحاوی فی الطب
محمدبن زکریای رازی

🔷 کتاب الحاوی في الطب معروف به الحاوی، یک دانشنامه پزشکی نوشته دانشمند ایرانی محمد زکریای رازی است که مهم‌ترین و پرحجم‌ترین تألیف رازی به‌ شمار می‌آید.
این کتاب ۱۵ سال وقت رازی را گرفت و خود او می‌گوید که سوی چشمش را نیز با خود برد. برگردان لاتین این کتاب در واتیکان، ۱۵ جلد شده‌ است که به همراه کتاب قانون مهم‌ترین کتاب پزشکی اروپا تا نزدیک سده بیستم بوده‌ است.این کتاب یک دوره کامل دانش پزشکی تا روزگار رازی است که در آن رازی گفته‌ها و دیدگاه‌های دیگر پزشکان را نگاشته و همراه با شرح بیماری‌ها دربارهٔ آن‌ها اظهار نظر کرده‌ است. الحاوی شامل تجارب شخصی و بالینی رازی است در مدت طبابت در بغداد و ری به گردآوری آن همت گماشته ‌است. این کتاب یک دانشنامه پزشکی است که در آن از کلیه شاخه‌های طب و اصول درمان و بهداشت و بیماری ‌شناسی و داروشناسی بحث شده است. ابن ابی اصیبعه در کتاب خود نگاشته‌است که «کتاب حاوی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین کتب طب است، به جهت آن ‌که در آن جمیع امراض و درمان بیماری‌ها چه از متقدمین و چه از متاخرین تا زمان رازی را شامل است و در آن هر موضوعی را که از گوینده‌ای نقل کرده‌ است نامش را ذکر کرده ‌است».
این کتاب مهم پس از ۱۱ قرن و به‌ طور کامل توسط دکتر محمد ابراهیم ذاکر از زبان عربی به فارسی برگردانده شده‌ است.
رجبی کتابدار شهید امیری شازند مرکزی 

معرفی کتاب وای تشنگی

سخن گفتن از حادثه­ ی دلخراش عاشورا برای نوجوانان امروز، کار ساده ای نیست و از هر­کسی بر­نمی­ آید. فاصله­ ی فرهنگی، میان ما و فرزندان­مان بسیار بیشتر از نسل­های گذشته شده­است. چنان­که گاهی به نظر می­رسد در جستن زبان مشترک، حتی برای بیان موضوعات روزمره، عاجزیم. حال، با این زبان الکن، چگونه می­توانیم فاجعه هایی را که در آسمان و زمین مشابه­ اش روی­ نداده، شرح دهیم و احساسی را بیان کنیم که شاکله­ی ارادت ما را به اهل بیت (س) می­سازد؟ «وای تشنگی…» به قلم سید­ مهدی شجاعی پاسخی در اوج زیبایی و صلابت کلام به این دغدغه­ ی به­ جاست. پدر ادبیات آیینی با تکیه بر فعالیت­های چهار دهه، متنی را نوشته که هیچ مخاطبی نمی­تواند بدون منقلب شدن، آن را به پایان برساند. تجربه­ های درخشان ایشان، هم به جهت تقدم در این گونه­ ی ادبی و هم، به جهت گستردگی مخاطب و قالب­های مختلف این ژانر، اثری را پدید آورده که دل­های مخاطبان نوجوان را به تلاطم وامی­دارد، غبار تاریخ را از مصیبت عظیم کربلا می­ زداید و آنان را به ظهر عاشورای سال شصت و یک هجری می­برد. حضرت سکینه (س) راوی ماجراست. داستان، با استفاده از معتبرترین متون شیعی، از زبان ایشان شرح و بسط می یابدو این دختر چهارده ساله، که در روضه ­های رایج از نقشی حاشیه­ای برخوردار­است به یکی از چهره­های اصلی تبدیل می­شود تا خواننده بتواند نزدیکی بیشتری احساس کند و فاجعه را در اعماق روح خود بفهمد. نثر محکم و متین «وای تشنگی…» در همراهی با تصویرسازی خلاقانه­ ی سید حسام طباطبایی فضایی یگانه آفریده است. گویی کتاب، قصد دارد خواننده­ خود را به صحنه­ تأثیر­گذار پرده­ خوانی­های زمان گذشته ببرد. با این تفاوت که هنرمند، مفاهیمی جدید را با استفاده از عناصر بصری قدیمی و تکنیک­های آشنا خلق می­کند. او مفهوم کشتی نجات بودن حضرت امام حسین را بن مایه­ ی ایده­ بصری کتاب قرار می­دهد، به­ طوری­که در تمام اثر، زمین را آب و آسمان را خاک گرفته است. در کنار این ابتکار، عناصری قدیمی همچون حضور فرشتگان، نورانی نشان دادن چهره­ معصومین حاضر در صحرای کربلا، گل­های لاله­ روییده از خون شبیه­ترین خلق روزگار به رسول اکرم و کبوترهای سفید تیر­آگین شده، تأثیر نقاشی­ها را دو­چندان می ­کند. طباطبایی نقطه­ اوج ماجرای عاشورا را با تصویر خون­ آلود و خسته­ ذوالجناح در آستانه­خیمه­ اهل بیت نشان داده. با این تفاوت که در کار او برخلاف مینیاتور مشهور استاد فرشچیان، خبری از زنان و کودکان نیست و نجابت وتنهایی این موجود باوفا، قلبها را به تپش وا­می­دارد. در مورد «وای تشنگی…» بیش از این­ها می­توان نوشت. اما به­ طور خلاصه، اثری خاص و عاشقانه است که چاپ نفیس، قطع مناسب، آن را به انتخابی خاص و ماندگار تبدیل کرده­ است. کتابی که قطعاً می­تواند همچون سایر آثار سید مهدی شجاعی برای سالهای سال مخاطبان گوناگون خود را تحت تأثیر قرار دهد و به خاطره­ مشترک دوستداران و ارادتمندان سیدالشهدا(ع) تبدیل شود.

معرفی کتاب دوزخیان جاوید

#معرفی_متنی_کتاب
کتاب دوزخیان جاوید
نوشته ی مرضیه محمدزاده
انتشارات بصیرت
عاشورا علاوه بر مردانی بزرگ،‌ نامردان‌ را هم به‌ صحنه‌ آورد و به‌ جهانیان‌ معرفی‌ کرد تا بنگریم‌ و انتخاب‌ کنیم‌ و عبرت‌گیریم‌ که‌ چگونه مدعیان‌ امت‌ پیامبر اسلام‌ به‌ چنین‌ ذلّت‌ و رذالتی‌ تن‌ در می‌دهند و چهره‌ خود و تاریخ‌ را سیاه ‌می‌نمایند. آنان‌ کسانی‌ بودند که‌ در کارنامه‌ خود به‌ هیچ‌ قاعده‌ و ضابطه‌ دینی‌ و قانونی‌ و عرفی‌ و وجدانی‌ پایبند نبودند. نامه‌ به‌ امام‌ نوشتند. با نماینده‌ او بیعت‌ کردند. روز قیام‌ مسلم‌ به‌ هواخواهی‌ وی‌ برخاستند. ولی‌ در کوتاه‌ترین‌ زمان‌ همه‌ چیز را تغییر دادند. آنان چه کسانی بودند؟ تبار، قبیله و زادگاهشان کجا بود؟ چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی داشتند؟ این پرسش‌ها و پرسش‌های دیگر برای تمام کسانی که دربارۀ این نهضت شکوهمند اندک آشنایی و مطالعه‌ای داشته باشند، مطرح است. همین سؤالات از دیرباز تا کنون پیش روی محققان و تاریخ‌نویسان بوده است. این کتاب در پاسخ به همین نیاز نگارش یافته و حاصل تحقیق و پژوهشی گسترده در این زمینه است. تحقیق و پژوهشی که از ده سال پیش تا کنون سعی در روشن نمودن زوایای تاریک زندگی و قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و خاندان و یاران باوفا و دشمنان آن حضرت انجام شده است.
زهرا رجبی
کتابدارشهید امیری شازند مرکزی

 

معرفی کتاب پدر ،عشق، و پسر

 

پدر، عشق و پسر سید مهدی شجاعی

کتاب پدر، عشق و پسر اثری دیگر از سید مهدی شجاعی است که در آن فرازهایی از زندگی حضرت علی‌اکبر بن الحسین علیهما السلام به تصویر کشیده می‌شود. وقایع از زاویه‌ی اول شخص و از زبان اسب آن حضرت «عقاب» روایت می‌شود و مخاطب راوی در داستان، لیلی بنت ابی‌مرّه مادر گرامی حضرت علی‌اکبر (ع) است. فصول کتاب با عنوان «مجلس» نامگذاری شده و داستان متشکل از ده است که در هر مجلس، عقاب با زبانی عاطفی و دلنشین، صحنه‌ای از زندگی حضرت علی‌اکبر(ع) را روایت می‌کند و مجالس پایانی، به شهادت حضرتش در کربلا اختصاص دارد. گفتنی است که هر برش از زندگی حضرت که در مجالس ده‌گانه نمایانده می‌شود، در انتهای هر مجلس به گونه‌ای به واقعه‌ی کربلا مربوط و منتسب می‌شود و بدین ترتیب، تمام مجالس رنگ عاشورایی خود را حفظ می‌کند. داستان از چگونگی رسیدن عقاب به حضرت علی‌اکبر شروع می‌شود و مجلس دوم تصویری از ولادت آن حضرت ارائه می‌دهد. مجالس بعدی به ماجراهای پیشنهاد امان از سوی سپاه عمر سعد به حضرت، سقایت ایشان برای اهل خیام قبل از حضرت عباس، صحنه‌های پوشاندن لباس رزم و راهی کردنشان به میدان توسط امام و … در انتهای کتاب، منابعی که نکات تاریخی از آنها استخراج و در متن داستان پرورانده شده، آمده است. در این کتاب می‌خوانیم: عجیب بود رابطه میان این پدر و پسر. من گمان نمی‌کنم در تمام عالم، میان یک پدر و پسر، این همه تعلق، این همه عشق، این همه انس و این همه ارادت حاکم باشد. من همیشه مبهوت این رابطه‌ام. گاهی احساس می‌کردم که رابطه‌ی حسین با علی‌اکبر فقط رابطه‌ی یک پدر و پسر نیست؛ رابطه‌ی یک باغبان با زیباترین گل آفرینش است، رابطه‌ی عاشق و معشوق است، رابطه‌ی دو انیس و همدل جدایی‌ناپذیر است. احساس می‌کردم رابطه‌ی علی‌اکبر با حسین، فقط رابطه‌ی یک پسر با پدر نیست؛ رابطه‌ی مأموم و امام است، رابطه‌ی مردید و مراد است، رابطه‌ی عاشق و معشوق است، رابطه‌ی محبّ و محبوب است و اگر کفر نبود می‌گفتم رابطه‌ی عابد و معبود است.

معرفی کتاب

«بچه‌های عاشورا» دربرگیرنده داستان‌های کوتاهی است که طی آنها سرگذشت کودکان و نوجوانان کاروان امام حسین(ع) در کربلا جداگانه بازگو می‌شود. تصویرگری این مجموعه توسط مسعود قره باغی انجام شده است. در این مجموعه رشادت‌ها و دلیری‌های شهدای کودک و نوجوان کربلا نقل شده است. «شمشیر و اسب زخمی»، «اسیران کوچک»، «مرد و میدان»، «کوچه به کوچه»، «جنگجوی کوچک»، «از غریبه‌ها می‌ترسم» و «عطش و آتش» عناوین این مجموعه هفت جلدی هستند. «شمشیر و اسب زخمی» داستان شهامت عمرو، فرزند جنادة بن حارث سلمانی در سرزمین کربلا است. در جلد دیگر با عنوان «اسیران کوچک» روایت حماسه و شهادت اندوهناک طفلان مسلم بن عقیل بازگو شده است. در کتاب «مرد و میدان» بازخوانی شهامت‌های قاسم فرزند نوجوان امام حسن مجتبی(ع) در کربلا روایت می‌شود کتاب «کوچه به کوچه» چگونگی شهادت قاسم فرزند حبیب بن مظاهر، یار با وفای امام حسین(ع) در واقعه کربلا درج شده است. جلد دیگر این مجموعه با نام «جنگجوی کوچک» داستان رشادت‌های عبدالله فرزند امام حسن مجتبی (ع) در واقعه کربلا است «از غریبه‌ها می‌ترسم» هم داستان محمد فرزند سعید بن عقیل در واقعه کربلا را شامل می‌شود. مجموعه «عطش و آتش» نیز قصه شهادت علی‌اکبر(ع) فرزند رشید امام حسین(ع) در میدان نبرد روایت می‌شود که با شجاعت تمام در واقعه کربلا حضور داشت و به شهادت رسید. هر یک از عناوین این مجموعه هفت‌جلدی در ۱۵ صفحه و در قطع وزیری منتشر شده است.

معرفی کتاب

معرفی کتاب

بیش از هر چیز اسم کتاب است که خواننده را مشغول می کند؛ ابتدا به ذهن می رسد «نامیرا» فقط اسمی هنری است که برای جلب مخاطب انتخاب شده و یا ناشر و نویسنده خواسته اند ابهام داستان را زیاد کنند. اما کتاب را که تا انتها بخوانی معلوم می شود «نامیرا» ریشه در مفهوم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» دارد. مفهومی که می گوید پهنه ی سرزمین کربلا به اندازه ی کل زمین وسعتنامیرا» داستانی شخصیت محور است؛ رمانی با خرده روایت هایی از تغییر روش، هدف، آرزو و عاقبت آدم ها. این روزگار است که آدم ها را در محک انتخاب شدن و انتخاب کردن می گذارد و نویسنده ی نامیرا فقط تصویرساز صادق این رویدادهاست. نویسنده ی کتاب را به سبک رمان های کلاسیک با شروعی آرام آغاز می کند، تصویرسازی می کند، شخصیت ها را یک به یک وارد داستان می کند، آن ها را معرفی می کند و با داستان پیش می برد. «نامیرا» اسیر اختلاف روایت های تاریخی نشده و البته از عقبه ی تحقیقی درستی بهره برده است. این اثر درباره دختر و پسری جوانی است که بین سرداران بزرگ برای حمایت از امام حسین (ع) و یزید تردید دارند؛ در ادامه داستان، این دو جوان طی استدلال های مختلف به حقانیت امام حسین (ع) پی می برند. داستان نامیرا جایی آغاز می‌شودک عبدالله بن عمیر مردی از قبیله «بنی‌کلب» در روزهای پیش از عاشورا با همسرش در راه نخیله است که تشنه می‌مانند. آن‌ها در راه با «انس بن حارث» که در بیابان در انتظار قافله‌ی «امام حسین (ع)» نشسته است روبه‌رو می‌شوند. «انس» به قافله‌ی عبدالله آب می‌دهد. کمی بعد قافله‌ی عبدالله با کاروانی مواجه می‌شود که مورد حمله راهزنان قرار گرفته است. عبدالله و سوارانش به کاروانیان کمک می‌کنند و راهزنان را فراری می‌دهند. پس از آن عبدالله می‌فهمد بار کاروان متعلق به «سلیمان» کاروان سالار و شریکش «عباس» است. «سلیمان» که در حمله‌ی دزدان زخمی شده و امیدی به نجات خودش نمی‌بیند کاروان را به عبدالله می‌سپارد و او را قسم می‌دهد اموال «عباس» را که در «حجاز» کشته شده، به همسرش «ام ربیع» برساند. با این حال «سلیمان» زنده می‌ماند و «ام‌ربیع» را ملاقات می‎کند و رازی را برای او آشکار می‌کند. رازی که «ام‌ربیع» باید آن را به پسرش بگوید. اندکی بعد ربیع تصمیم می‌گیرد همراه مادرش، «بنی‌کلب» را به مقصد شام ترک کند. آن‌ها در مسیر شام به راهزنان برمی‌خورند و ربیع در درگیری با آن‌ها زخمی می‌شود. «عمرو بن حجاج» به «بنی کلب» می‌رود، آنان را از دست راهزنان نجات می‌دهد. «عمرو» می‌خواهد ربیع و مادرش را به بنی‌کلب برساند. ربیع قبول نمی‌کند. «عمروبن حجاج» تصمیم می‌گیرد آن‌ها را به خانه خودش در کوفه ببرد. او در خانه دختری به نام سلیمه دارد. ربیع و سلیمه به هم دل می‌بازند. هردوی آن‌ها بین حقانیت امام حسین(ع) و یزید تردید دارند. بحث‌ها و استدلال های طولانی میان آن دو در می‌گیرد و به موازات آن ماجراها در کوفه هم در جریان است...

سلام بر محرم

معرفی کتاب به مناسبت روز پزشک

چهار هزار و هشتصد و پنجاه سال پیش در شهر سوخته‌ی ایران (در ساحل رود هیرمند در سیستان و بلوچستان) دختر سیزده ساله‌ای به علت بیماری تجمع آب در مغز جراحی می شود و با ایجاد سوراخی مثلثی در جمجمه، آب جمع شده در اطراف مغز او را خارج می‌کنند. جمجمه‌ی این دختر امروز در موزه‌ی ملی تاریخ علوم پزشکی ایران نگهداری می‌شود. کتاب «سرگذشت پزشکی در ایران» به توصیف ظهور علم پزشکی، روش های آموزش پزشکی در دوران های مختلف، اصول اخلاقی پزشکی در هر عصر و پیشرفت ها و ناکامی های علمی در هر برهه از تاریخ کشورمان می پردازد. «سرگذشت پزشکی در ایران» تالیف مشترک احسان رضایی و یاسر مالی است. این کتاب طی 12 فصل، تاریخ پزشکی ایران را از پزشکان افسانه‌ای تا به امروز روایت می کند. در هر فصل به بررسی یک دوره تاریخی پرداخته شده و تحولات علمی با توجه به ویژگی های سیاسی آن دوره بررسی شده است، سپس مهمترین چهره های علم پزشکی ایران در آن عصر معرفی شده و به ابتکارت و ابداعات هر کدام از این دانشمندان در زمینه پیشبرد علم پزشکی و درمان اشاره شده است.